الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

140

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيهء 25 لغت جار : همسايه جنب : دور از بستگان ، قربى : نزديك مختال : خودخواه ، كسى كه به خيال و پندار ، براى خود چيزى تصور مىكند كه در او نيست . اينكه اسب را « خيل » گويند بخاطر اين است كه در راه رفتن كبر مىورزد . فخور : كسى كه مناقب و محاسن خود را از راه كبر و خودنمايى ، برمىشمارد . اگر كسى مناقب و محاسن خود را براى اعتراف به نعمت برشمارد ، فخور نيست بلكه شكور است . اعراب وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً : مصدر منصوب است به فعل محذوف . يعنى « احسنوا بالوالدين احسانا » ممكن است مفعول به باشد به تقدير « استوصوا بالوالدين احسانا » مقصود پس از آن كه خداوند در بارهء يتيمان و زنان و شوهران ، بمكارم اخلاق ، امر كرد ، اكنون يك سلسله از امور معنوى و كارهاى پسنديده را كه لازمهء زندگى انسانهاى واقعى است ، به آنها گوشزد مىكند . ابتدا مردم را به خدا پرستى امر كرده ، فرمود : وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً : خدا را به يكتايى و عظمت ، پرستش كنيد و كسى را در عبادت ، شريكش مگردانيد ، زيرا پرستش ، براى غير خدا شايسته نيست و